تبليغاتX
نقاش خیابان بیست و سوم
نقاش خیابان بیست و سوم

گفتم دوست دارم یک آکواریوم بیست سانتی داشته باشم و توش چند تا کوپی و مولی نگه دارم.فرداش زنگ زد که اگه ماشین دارم آکواریوم رو بیارم بذاریم تو ماشینت ببری خونه.رفته بود یک آکواریوم یک متری سفارش داده بود.غر زدم و گفتم نمی خوامش.از ماهی خوشم نمی اومد.فکر می کرد عشق ماهی ام و خواسته بود سورپریزم کنه.حتی بوی ماهی حالمو بهم می زد؛تمیز کردن یک آکواریوم یک متری که دیگه قابل تحمل نبود!گذاشتیمش تو خونه و ولش کردیم به حال خودش.یک اکواریوم بیست سانتی کجا و اون غول شیشه ای کجا.دوستش نداشتم.یک ماه بیشتر روش خاک جمع شد.

گیر داد بریم چند تا ماهی بخریم و بریزیم توش شاید خوشت بیاد.خوشگلش می کنیم.سنگ و گیاه و پمپ می خریم.هر نوع ماهی خوشگلی خواستی می خریم.بقیه ی کاراش با ما.خودمم تمیزش می کنم.

با فرزانه رفتن و با هم پمپ و بخاری و سنگ خریدن.تا از داروخونه بیام خونه رو به کثافت کشیدن.تا عصر دورو بر رو تمیز میکردم.عصر با هم می ریم ماهی ها رو خودت انتخاب کن.

بیشتر از هزار تا ماهی جلو چشممون رژه می رفتن.از این آنجل ها دوست دارم.نه بابا!آنجل نگهداریش سخته،زود میمیره،بعد هم نمی تونه با اُسکار تو یک جا زندگی کنه.اُسکار می کشش.پس از این شیشه ای ها بخریم.اووو!اینا که مردنی ان.اصلآ بیا این پنکوسی ها رو نگاه کن.وقتی بزرگ می شن یک چیزای نازی می شن.چندشم می شه.من که نازی ای تو این جونورای گوشت خوار نمی بینم.پس از این زبرا کوچیکا بگیریم.نگا چه خوشرنگن.دو تا زبرای فسقلی رو ول کنیم تو آکواریوم یک متری؟اصلا دیده هم می شن؟بیا این مار ماهی ها رو ببین.خوشگل نیستن؟دیگه حرف نمی زنم.خودشون دو تا قربون صدقه ی ماهی های بدترکیب شون می شن.اگه دوست نداری نخریمشون؟پدر صاحب مغازه رو در آوردیم.نه!دوست دارم.بخریمشون.

 

نگاش که می کنم می بینم زیاد هم با هم فرق نداره!یک آکواریوم بیست سانتی با چهار پنج تا کوپی و مولی فسقلی یا این آکواریوم یک متری با هفت هشت تا هیولای گوشت خوار و بدترکیب!

 

نوشته شده در یکشنبه 12 خرداد1387ساعت توسط جودی| |

کیف سی دی ها رو بالا جا گذاشتم.از سر بیحوصلگی رادیو ماشین رو روشن می کنم.خش خش می کنه.شروع می کنه به سرچ کردن.بلاخره روی صدای واضحی ثابت می مونه.از نوع صحبت ها بر میاد که رادیو معارف رو گرفتم.دستم میاد جلو تا دوباره سرچ رو بزنم که صدای حاج خانومی از پشت خطِ برنامه،انگشم رو روی هوا نگه می داره.

-"خسته نباشین حاج آقا.می خواستم یه سئوال شرعی از خدمتتون بپرسم."

-"بفرمائین مادر."

-"یه سئوال داشتم از خدمتتون که وقتی مجری برنامه داره به ما سلام می کنه،جواب سلام اش بر ما واجبه یا نه؟!!"

چشمام گرد می شه!

-"ببینید حاج خانوم،اگر اون فردِ مجری در حال اجرای برنامه ی غیر زنده باشند ما می توانیم فرض را بر این بگیریم که شاید یک نفر قبل از دیدن برنامه توسط ما،جواب سلام او را داده است،ولی اگر برنامه زنده باشد ما مطمئن نیستیم که مثلآ همسایه ی ما جواب سلام او را داده است یا نه،به همین خاطر جواب سلام او بر ما واجب می شود!البته که هنوز در بین علما در مورد این مسئله اختلافاتی وجود دارد و...!!!"

 

اونقدر بلند می خندم که دیگه صدای حاج آقا به گوشم نمی رسه!

نوشته شده در پنجشنبه 9 خرداد1387ساعت توسط جودی| |