امشب رو پشت بوم دراز کشیده بودم و آرزوهامو مرور می کردم که به محض رد شدن یک شهاب٬ آرزوهه از دلم گذشته باشه!یاد خوابگاه افتادم؛ شبای امتحان تو خوابگاه رو ایوون٬بند و بساط چایی و بالشت رو می آوردیم که بشینیم درس بخونیم.این درس خوندن٬فقط یک ربع دووم می آورد!چون بلافاصله بعد از خوردن اولین چایی٬رو بالشتامون دراز می کشیدیم و حساب کنین ۳-۴ تا دختر کنار هم تو یک فضای رمانتیک قرار بگیرن!(شب و یک آسمون پر ستاره بالای سر!!!)احساس می کردیم آرزوهامون اونقدر زیاد شدن که برای رسیدن به همشون٬یک عمر کافی نباشه!از ارزوهامون٬ از خاطرات مسخره روزانمون٬از عشقهای داشته و نداشته٬ پسر همسایه بغلی٬ افتخارات تقلب های سالهای تحصیلی٬غذای سلف و خلاصه خر و بوق و باقالی حرف می زدیم!...چشامون که گرم می شد تازه یادمون می اومد ساعت از ۱ شب گذشته و ۲۰۰ صفحه واسه امتحان فردا٬نخونده باقی مونده! من دیگه طناب کشی بازی نمی کنم به جاش در آغوش کشی بازی می کنم، که در اون به جای اینکه طناب رو بکشند، همه همدیگر رو در آغوش می کشند و در اون، هرهر می خندند، روی قالی می غلتند، همه ماچ و بوسه می کنند، همه لبخند می زنند، همه همدیگر رو بغل می کنند، خلاصه همه برنده اند. "شل سیلور استاین از کتاب جایی که پیاده رو تموم می شه" حتما برید و کتاب آرزوهای بزرگ بچه ها رو بخرید و بخونید...پشیمون نمی شید! شاید یک ماهی می شه که دست به قلم نزدم.این امتحانا چنان فشار گاز انبری ای وارد کرده بود که فرصت برای غذا پختن هم نداشتم.2 روز پشت سر هم فقط نون و پنیر برای سیر نگه داشتنم می خوردم!ترحم بر انگیز نیست؟! فعلا دارم با تمام قوا نفس های امتحانی رو از ریه هام بیرون می دم.فکر میکنم یک ماه از همه عقبم؛هیچ کدوم از وبلاگها رو وقت نکردم بخونم،یک صفحه روزنامه ورق نزدم،جز اخبار انتخابات از هیچ کس و هیچ کجای دنیا خبر ندارم...فکر نمیکنم عمق فاجعه اونقدرا هم زیاد باشه!به زودی خودمو جمع و جور میکنم.
کم مونده بلند بشم سرم رو بکوبم تو دیوار!لعنت به هر چی روز تعطیله!اینقدر از صبح پای این تلویزیون لعنتی٬شیخ و ریش و پشم و گریه و ناله دیدم٬می خوام بالا بیارم.بی حوصلگی داره تو خونم شعله میکشه! بهم توجه نکنین ها!جنبه اش رو ندارم یک وقت دیدین زدم زیر گریه!
نوشته شده در یکشنبه 19 تیر1384ساعت
توسط جودی|
نوشته شده در شنبه 18 تیر1384ساعت
توسط جودی| |
نوشته شده در جمعه 17 تیر1384ساعت
توسط جودی| |
نوشته شده در شنبه 11 تیر1384ساعت
توسط جودی| |

